ویلن
ویلن
علائم ديگري مربوط به زمان كشش نتها : 1) نقطه ( . ) : اگر در سمت راست يك نت يا سكوت، نقطه اي قرار گيرد، نصف ارزش زماني آن نت يا سكوت به خود آن اضافه مي گردد يعني كشش زماني هر نت نقطه دار يك و نيم برابر خود همان نت خواهد بود 2) دو نقطه ( .. ) : هرگاه دو نقطه در سمت راست يك نت يا سكوت قرار گيرد، نقطه اول به اندازه نصف ارزش زماني نت يا سكوت و نقطه دوم نصف ارزش زماني نقطه اول به آن نت يا سكوت مي افزايد. يعني نقطه اول يك دوم ارزش نت يا سكوت و نقطه دوم يك چهارم ارزش نت يا سكوت به آن اضافه مي كند علائم ديگري مانند : نقطه مقطع، بيش مقطع، نيمه مقطع، نقطه توقف، خط اتحاد، نت مضاعف و....نيز جزو علائم نشان دهنده كشش زماني يا سكوت محسوب مي شوند. او جانشین نداشتن هاست نفرین و آفرین ها بی ثمر است اگر تمامی خلق گرگ های هار شوند و از آسمان بر سرم هول و کینه بارد خداوند بزرگ٬ تو مهربان جاودان آسیب ناپذیر من هستی تو می توانی جانشین همه ی بی پناهی ها شوی.... 1) ميزان هاي ساده به ميزان هايي گفته مي شوند كه هر ضرب آن به دو يا مضربي از دو ( ۴ ٬ ۸ ٬ ۱۶ ٬ و…..) تقسيم شود مانند ميزاني كه هر ضرب آن يك نت سياه است ( كه در زمان تقسيم به چنگ، دولا چنگ و ....تقسيم مي گردد) 2) اگر به هر ضرب ميزان ساده يك نقطه اضافه شود ميزان تركيبي بدست مي آيد كه براي تبديل ميزان هاي ساده و تركيبي مي توان بر كسر 2/3 ضرب نمود. 3) ميزان لنگ ( مختلط ) از مجموع دو يا چند ميزان نامساوي به وجود مي ايند از معمولترين ميزان هاي مختلط مي توان به ميزان هاي 5 ضربي و 7 ضربي اشاره كرد، مثلاً در ميزان 5 ضربي از تركيب يك ميزان دو ضربي و يك ميزان سه ضربي تشكيل گرديده است. هر قطعه موسيقي از به هم پيوستن قسمت هاي منظم و هم اندازه كوچكي تشكيل مي شود كه در كنار هم به طور مرتب قرار گرفته و از نظر زمان با هم برابرند، به هر كدام از اين قسمت ها كه توسط خط كوچك عمودي شكل از خطوط حامل جدا مي شوند، ميزان گفته مي شود. هنگام نوشتن يك قطعه موسيقي ميزان ها را به وسيله خط ميزان ( همان خطوط عمودي ) از يكديگر جدا مي شوند ( bar line ). آخرين ميزان يك آهنگ با دولا خط پايان به اتمام مي رسانند. هر ميزان خود نير مي تواند به دو، سه، يا چهار قسمت مساوي از نظر زمان تقسيم شود كه به هر كدام از اين قسمت ها يك ضرب گفته مي شود بنابر اين ميزان ها مي توانند دو ضربي، سه ضربي و چهار ضربي باشند. صداي انسان از زيرترين صدا تا بمترين آن، به شش قسمت تقسيم ميشود : 1) صداي سوپرانو (soprano ) : زيرترين محدوده صدايي انسان است مربوط به زنان و كودكان ميباشد 2) صداي متسو سوپرانو (mezzo soprano ) كه محدوده صداي متوسط زنان و كودكان است 3) صداي آلتو ( كنتر آلتو ) كه محدوده صداي بم زنان و كودكان است 4) صداي تنور ( tenor ) كه محدوده صداي زير در مردان است 5) صداي باريتون ( baritone ) كه محدوده صداي متوسط مردان ميباشد 6) صداي باس (basse ) كه بمترين محدوده صدايي است كه مربوط به مردان ميباشد. معمولاً در نت نويسي امروزي محدوده صدايي انسان در آوازهاي جمعي ( كر ) فقط از دو كليد سل و فاي خط چهارم استفاده ميشود. برای نوشتن در هر زبان به خط نیازمندیم ( در فارسی به یک خط و در انگلیسی به دو خط ) الفبای موسیقی یا همان نتها بر روی 5 خط نوشته می شود که به خطوط حامل موسوم هستند. خطوط حامل 5 خط افقی موازی با فاصله های مساوی هستند که ازپائین به بالا شمرده می شوند. نتهای موسیقی روی این خطوط و نیز بین خطوط قرار می گیرند، طبیعتاً کلیه اصوات موسیقایی در همین یازده نت ( شش نت بین خطوط و 5 نت روی خطوط ) قرار نمی گیرند و محدوده ی بزرگی را در بر خواهند گرفت. بنابراین بالای خط پنجم و زیر خط اول، خطوطی را به موزات خطوط اصلی در نظر می گیرند که به خطوط اضافی معروفند. نت ها در خطوط حامل هرچه بطرف بالا بروند صدای زیرتری دارند و هرچه پائین تر باشند نسبت به نت های بالاتر خود، صدای بم تری خواهند داشت. موسیقی یک زبان بین المللی است. پس بنابراین بایستی هم نوشته و هم خوانده شود و این نوشته شدن و خوانده شدن توسط علائمی باشد که در تمام جهان شناخته شده باشد. هر زبان الفبای مخصوصی به خود دارد و الفبای موسیقی عبارت از هفت نت : دو (Do ) ، ر(Re) ، می (Mi) ، فا (Fa) ، سل (Sol) ، لا (La) ، سی (Si) ، این نظام نت نویسی در قرن 11 میلادی توسط گوئیرود آرستو ( کشیش موسیقی دان فرانسوی الاصل که در ایتالیا زندگی می کرد ) ابداع شده بود که شش نت داشت و نیز بجای Do ، UT نوشته می شد که بعدها با افزایش نت Si و تبدیل Ut به Do به نظام نت نویسی همپایی معروف شد. در کشورهای آلمانی و انگلیسی زبان نت نویسی با نظام الفبایی است که نت A بجای La، نت B بجای Si، نت C بجای Do و ....می باشد. در آلمان و اتریش نت دوم ( سی ) را با حرف H مشخص می کنند. رنگ صوت در صداي انسان ها نيز متفاوت است و به همين علت مي توان صداي دوستي را – در حالي كه حتي او را نمي بينيم _ از صداي ديگري باز شناخت. اين چه حرفيست كه در عالم بالاست بهشت هر كجا حال خوش افتاد همانجاست بهشت دیرند یا کشش زمانی صدا یعنی « زمانی » که هر صدای موسیقایی ادامه یابد. روشن است که یک آهنگ موسیقی از صداهایی تشکیل شده که غالباً ارزش های متفاوت زمانی دارند، یعنی بعضی کوتاه تر و بعضی کشیده ترند. مثلاً اگر آرشه را مدت درازی روی سیم ویولن بکشیم، صدای حاصل البته کشیده تر از صدایی است که با کشیدن آرشه به مدتی کمتر پدید می آید. در خط موسیقی، دیرندهای متفاوت اصوات را با شکل هایی مشخص نشان می دهند... 2- شدت صدا (ديناميك ) : صداهاي موسيقي مي توانند قوي يا ضعيف اجرا شوند. به ميزان شدت صدا در موسيقي dynamic گفته ميشود، مثلاً نواخته شدن قوي و محكم سيم ويولن كه صدايي قوي توليد ميكند و بر عكس. در خط موسيقي براي نشان دادن مقدار شدت نتها نشانههايي ( غالباً به صورت حروف ) به كار ميرود، چند نمونه از اين حروف به قرار زير است : f = forte با صداي قوي ff = fortissimo با صداي خيلي قوي mf = mezzo forte با صداي نيمه قوي fp = forte piano قوي و ناگهان ضعيف p = piano با صداي ضعيف و چند نمونه از واژههايي كه براي تعيين شدت و ضعف صدا بكار ميرود : cresc= crescendo رفته رفته قوي كردن صدا decresc= decrescendo رفته رفته ضعيف كردن صدا dim = diminuendo رفته رفته ضعيفتر كردن صدا sfz = sforzando ناگهان خشك و قوي كردن صدا ۱- زير و بم بودن ( نواك يا ارتفاع صوت pitch ) : صداي موسيقي نسبت به يكديگر از زير و بمي ( نازكي و كلفتي ) متفاوتي برخوردارند، مانند صداي آواز زنان و مردان. زير يا بم بودن صدا به تعداد نوسانات جسم توليد كننده صدا در مدت زمان معين ( بسامد ) بستگي دارد. هرچه تعداد نوسانات ( ارتعاشات ) بيشتر باشد صداي شنيده شده زيرتر است و هرچه تعداد نوسانات كمتر باشد صداي حاصله بمتر خواهد بود. واحد اندازهگيري بسامد ( فركانس ) هرتز ميباشد (HZ) . مثلاً اگر فركانس صداي حاصل از ارتعاشات يك سيم ۴۴۰HZ باشد يعني آن سيم در هر ثانيه 440 بار حركت نوساني دارد. گوش انسان ميتواند صداهايي كه فركانس آنها بين 16هرتز تا بيست هزار هرتز ميباشد را تشخيص ميدهد. تعريف صدا : امواج حاصل از ارتعاش يك جسم كه توسط گوش و دستگاه شنوايي و اعصاب مربوط، به پديدهاي قابل درك تبديل ميشود، صدا نام دارد. اگر ارتعاشات ايجاد شده منظم باشد، امواج حاصل از آنها نيز منظم بوده و صداي حاصله خوشايند و دلنشين و به اصطلاح صداي موسيقي و موسيقايي خواهد بود، مانند صداي آلات موسيقي و آوازهاي صحيح علمي. اما اگر نوسانات به وجود آمده نامنظم باشند موجي كه ايجاد ميشود نامنظم و درهم بوده و صداي توليدشان ناخوشايند و غيرموسيقايي و يا سروصدا (noise) ميباشد. مانند صداي ترمز اتومبيل و همهمه و… ويژگيهاي صداي موسيقايي : 1- زير و بم بودن ( نواك ) 2- شدت 3- كشش زماني ( ديرند ) 4- رنگ صدا ( شيوش ) عضلات و انگشتان آماده و به طور كلي اندام سالم يكي از مهمترين فاكتورهاي نوازنده در تمرين است. نرمشها و ورزشهاي سبك ميتواند كمك زيادي به بهبود اين مسئله بكند. ميزان فشاري كه انگشتان يا آرشه شما جهت اجراي نتها روي ساز ايجاد ميكند در صدا دهي و كيفيت تمرين و اجرا موثر است. مراقب سلامت جسم خود باشيد... نكتهي بسيار مهم اين است كه در تمرينات بايد مراقب بود قوهي جسماني بر قوهي تمركز غلبه نكند. يعني حركات دستان شما بر روي ساز شبيه يك وسيله مكانيكي خودكار و فاقد كنترل ذهني نگردد. تكرارهاي مكرر و بيش از حد در روي يك جمله موسيقي جهت رفع اشكال گاهي يه اين مسئله منجر ميشود. از چشمان خود نهايت استفاده را بكنيد، هم در نتخواني و هم بر روي سازتان. قدرت بينايي بالا به شما كمك ميكند كه انگشتان شما در جاي صحيح فرود آمده نتها را به بهترين و تميزترين شكل اجرا كنيد. شما ميتوانيد اشكالات خود را به كمك قوه بينايي بالا رفع كنيد. چشمانتان بهترين معلم موسيقي براي شما هستند، ببينيد چه مينوازيد... سه فاكتور اساسي كه يك نوازنده بايد در حين تمرين كردن رعايت كند : 1- قدرت تمركز 2- قدرت بينايي 3- قدرت جسماني يا مكانيكي 1- قدرت تمركز : هنگام اجراي يك قطعه موسيقي، ذهن خود را فقط در مسير ملودي قطعه قرار داده و سعي كنيد كمترين توجه را به محيط اطراف داشته باشيد. اين مسئله نه تنها باعث تقويت قوه شنوايي شما گرديده، كيفيت اجرايي قطعه را بالا برده و استرس و اضطراب شما را چه در تمرين و چه در اجراي برنامههاي موسيقي كاهش ميدهد. تلاش شما اين باشد كه به ساز خود خوب گوش دهيد نه به عوامل خارجي، اين مسئله باعث افزايش قدرت تمركز مي گردد. فرانس ژوزف هايدن : (1809-1732 م، اتريش ) از 6 سالگي موسيقي را با نواختن كلاوسن و ويولن و نيز خواننده كر در كليساي وين آغاز كرد. در 24 سالگي رهبر اركستر 15 نفري كنت مورت سين گرديد ولي پيشرفت خيرهكنندهي وي از 30 سالگي آغاز شد او توسط يك رهبر و نوازنده ويولن به انگلستان دعوت شد و سمفونيهاي هايدن در آنجا اجرا گرديد. از دانشگاه آكسفورد مفتخر به دريافت دكتراي افتخاري شد در بازگشت به اتريش او شهرت جهاني يافت، يك كوارتت امپراطوري تصنيف كرد كه قسمتي از آن پس از گذشت يك قرن به عنوان سرود ملي آلمان و اتريش انتخاب شد. از او آثار بسياري از جمله : 17 اپرا، 104 سمفوني، 16 اوتور، 7 سونات و كنسرتهاي فراواني از آلات موسيقي مختلف بجا مانده است. بزرگترين و بمترين عضو گروه سازهاي آرشهاي است. شكل ظاهري آن كمي با سه ساز قبلي تفاوت دارد، توضيح آنكه در قسمت بالاي بدنه، جدار خارجي مانند سه ساز ديگر گرد نيست، بلكه با انحنايي عكس انحناي آنها، كم و بيش در جهت مماس شدن با دسته پيش ميرود. سطح ساز در عقب نيز، بر خلاف سه ساز ديگر، گرده ماهي نبوده، بلكه صاف است. اختلاف ديگر اين ساز در آن است كه امروزه سيمهاي كنترباس به فاصلهي چهارم كوك ميشود، كوك سيمهاي اين ساز به ترتيب از بم به زير عبارتند از: مي، لا، ر، سل. سيمهاي كنترباس بر عكس سيمهاي ويولن كوك ميشود. نكتهي ديگر اينست كه در اين ساز اصوات عملاً يك اكتاو بمتر از نتي كه براي آن مينويسند صدا ميدهد. برخي از كنترباسها داراي پنج سيم هستند كه سيم 4 و 5 در آنها به فاصلهي سوم كوك ميشود. برخي ديگر چهار سيمهاند با همان كوك ياد شده ولي سيم بم ( مي ) به ياري دستگاهي مكانيكي كه در ساز تعبيه شده، ميتواند تا فاصلهي سوم بزرگ (دو) بمتر شود و دوباره به كمك همان دستگاه نت (مي) را بشنواند. در قرن نوزدهم و كمي قبل از آن، كنترباسها داراي سه سيم بودهاند. نت اين ساز را با كليد ( فا )ي خط چهارم مينويسند. اكتاو از ريشهي يوناني octe به معناي هشت است. دو صوت همنام در موسيقي، كه نسبت ارتعاششان به هم برابر عدد 2 به 1 ، يا بالعكس باشد. گاه وسعت صداي ساز را بر حسب اكتاو معين ميكنند، در اين صورت ميتوان براي يافتن تعداد اصوات در اين ساز، تعداد اكتاو را در عدد 7، ( يعني تعداد اصوات در هر اكتاو ) ضرب نمود.... ويولنسل چنان بزرگتر از دو ساز آرشهاي قبلي است كه نوازنده مجبور است آن را براي اجرا بر روي زمين، ما بين پاهاي خود تكيه دهد، در حاليكه خود روي صندلي مينشيند. از اين جهت در انتهاي تحتاني ويولنسل، ميلهاي آهني نصب شده ( كه در غير هنگام اجرا آن را باز ميكنند، يا ميپيچند و به داخل جعبه سر ميدهند) و نوك آن روي زمين قرار دارد. كوك سيمهاي اين ساز به ترتيب از بم به زير عبارتند از : دو، سل، ر، لا. فواصل سيمهاي چهارگانه اين ساز به ترتيب پنجم است. يعني همان كوك سيمهاي چهارگانهي ويولن آلتو است در يك اكتاو پائينتر. نت اين ساز را در اصوات بم با كليد « فا »ي خط چهارم، در اصوات وسط با كليد « دو »ي خط چهارم، و در اصوات زير با كليد « سل » مينويسند. هر وقت دلتنگ شدي، به گندمزارهاي لرزان پيش از طلوع آفتاب بيانديش كه چگونه از قضاي روزگار تن نازك و نحيف خود را به سياهي شب ميسپرند و در برابر طلوع آفتاب به دعا مينشينند، چه سر به زير و مهربانند آنان كه در خشم بشري درو ميشوند ولي نه از جاي خويش ميگريزند و نه سر به خاك ميسايند... از نظر ساختماني و طرز گرفتن عيناً شبيه به ويولن، و فقط حدود چند سانيمتر از آن بزرگتر است. تفاوت ديگر اين ساز با ويولن در كوك و وسعت آن است. فواصل سيمها در اين ساز نيز، مانند ويولن، پنجم است و بايد دانست كه نت اين ساز را با كليد « دو »ي روي خط سوم مينويسند. نقش تكنواز در اين ساز كمي كمتر از اين نقش در ويولن است، در عوض ويولن آلتو يكي از اعضاي مهم همنوازهاي كوچك، و همنواز بزرگ (سنفونيك و نظاير آن ) است. هنر٬ آنچه را که طبیعت از تکمیل آن ناتوان است٬ کامل می کند... ( ارسطو ) ويولن، ساز زهي_آرشهاي، كوچكترين ساز اين دسته، كه براي نواختن روي شانهي چپ قرار ميگيرد و به كمك آرشه كه در دست راست نوازنده است نواخته ميشود. سيمهاي ويولن قبلاً از روده گوسفند ساخته ميشد. امروزه در سيمهاي بمتر، بر روي روده سيم فلزي نازكي ميپيچند و در سيمهاي زيرتر از مفتول فلزي تنها استفاده ميشود. سيمهاي ويولن، از زيرترين تا بمترين سيم، به اين ترتيب كوك ميشوند، « مي » سيم اول، « لا » سيم دوم، « ر » سيم سوم، « سل» سيم چهارم. بنابراين اصوات سيمها نسبت به يكديگر، به ترتيب فاصلهي پنجم را تشكيل ميدهند. ويولن قادر است تمام فواصل كروماتيك غربي و فواصل كروماتيك مخصوص موسيقي ايراني و هر موسيقي ديگر را حاصل كند، به شرط آنكه گوش نوازنده در تشخيصشان استاد باشد. ويولن سازي تكنواز و همنواز است. عضو مهم، چه در اركسترهاي كوچك و چه در اركسترهاي بزرگ به شمار ميرود. « بدن» در ويولن، ويولا، ويولنسل، از سطح كمي منحني(پشت ماهي) و يك نوار چوبي كه اين دو سطح را به هم ميپيوندد، تشكيل شده، لبههاي انتهايي بالا و پائين هر دو سطح، دايرهاي شكل شده و در قسمت وسط فرورفتگي يافتهاند. روي سطح رويي نزديك اين فرورفتگي در وسط، شكافي به شكل «f » بريده شده است كه به طور قرينه در دو جانب « خرك » ساز قرار گرفتهاند. حد بالايي نتهاي وسعت صدا در اين سازها مشخص نيست. اگرچه تمام اين سازهاي چهارگانه با آرشه نواخته ميشوند، اما گاه در بعضي از لحظهها، به ابتكار آهنگساز، از نوازنده خواسته ميشود كه ساز را به جاي آرشه با انگشت بنوازد، در اين صورت او آرشه را در مشت راست نگاه داشته و با انگشت اشارهي همان دست بر روي سيم زخمه ميزند، كه به اين حركت Pizzicando ( پي تزي كاندو يا پي زي كاتو ) گويند.... هنر را رها كن اگر استعداد سوختن و ساختن در تو نيست. (كمال الملك) ويولن، ويولن آلتو، ويولنسل، كنترباس، همگي چهار سيمهاند. ساز كنترباس گاه داراي سه و به ندرت پنج سيم است. در واقع ساز آخر از نظر شكل ظاهري نيز با سه ساز قبلي تفاوتهايي دارد. در شكل ظاهري، تمام سازهاي چهارگانه بالا از يك «بدن»، يك «دسته»، و يك «سر» تشكيل شدهاند. بدن جعبهاي است توخالي كه ضمناً نقش تقويت كنندهي صوت را بر عهده دارد. دستهي ساز در نوع آرشهاي فاقد دستان (پردههايي عمود بر طول آن با فواصل معين) است، به همين علت حصول هر صوت بينابيني مابين دو صوت ممكن است، زيرا نوازنده ميتواند انگشتان خود را در تمام طول سيم بلغزاند. در قسمت «سر» ساز، جعبهي گوشيها قرار دارد و در انتهاييترين نقطهي سر، ادامهي جعبه به شكل مارپيچ و روبه جلو، به دور خود پيچيده است. در قسمتهاي سه گانه، به مقياسي متفاوت، سه ساز اول كاملاً به هم شبيه هستند، در حاليكه ساز چهارم كنترباس، اندكي با آنها اختلاف دارد... ولفانگ آمادئوس موتسارت (1797-1756/م اتريش) : آهنگساز، نوازنده پيانو و ويلن و يكي از برجستهترين نوابغ موسيقي كلاسيك اروپا از سالزبورگ اتريش است، كه آثارش با عنوان «هميشه جاودانه » شناخته ميشوند. او نخستين آهنگش را در چهار سالگي ساخت و در شش سالگي مهارت خود را در كلاوسن نشان داد. عجيبتر اينكه قطعات پيچيدهاي را در مشكلترين فرمهاي موسيقي آن زمان در سنين 8 تا 16 سالگي نوشت و اجرا كرد. تعداد آثار او بيش از هفتصد قطعه ميباشد كه از تنوع بسياري برخوردار هستند. يك پرفسور اتريشي محاسبه كرده است كه حق التاليف و حق اجراي آثار موسيقي موتسارت، مبلغي به اندازه خريد خاك كشور اتريش با تمام ساختمانهايش است، در حاليكه زندگي كوتاه 36 ساله او در تنگدستي و بيماري گذشت. او نقطه اوج مكتب كلاسيسم موسيقي است. ويولن يكي از مهمترين سازهاي زهي است كه در اركسترها بصورت جمعي و يا به شكل تك نوازي از آن استفاده مي شود و قسمت سوپرانوي سازهاي زهي محسوب ميشود و عضو مهم، چه در اركسترهاي كوچك (حتي دو تا سه نوازنده ) وچه در اركسترهاي بزرگ (اركستر سنفونيك) به شمار مي رود. ويولن كوچكترين ساز زهي است كه تاريخ ساخت اولين نمونه آن به سالهاي 1500 ميلادي بر مي گردد. ويولن داراي چهار گوشي و چهار سيم بوده كه به وسيله كشيدن آرشه روي آن و كوتاه و بلند كردن صداي نتها توسط دست نوازنده نواخته ميشود. اصل ويولن از شرق بوده كه بعد از جنگهاي صليبي به اروپا وارد شده است. اولين ويولن به صورت امروزي را گاسپارودا سالو ايتاليايي ساخت. وسعت صداي اين ساز 5/3 اكتاو ميباشد. ساز ويولن 60-70 سالي است كه در ايران شناخته شده و حتي مكاتبي هم براي تعليم اجراي موسيقي ايراني توسط استادان نوازندهي اين ساز(علينقي وزيري، ابوالحسن صبا،...) به وجود آمده است. هنر ماندني، زندگي گذرا، قضاوت سخت و فرصت، گريزان است...(گوته) سازهاي آرشهاي، به وسيله آرشه اجرا ميشوند. آرشه يا كمان از يك ميله نازك، بلند ولي محكم از جنس چوب ساخته شده كه در دو انتهاي آن پايههايي براي الصاق يك دسته مو تعبيه شده است. دستهي مو(معمولا از موهاي دم اسب) به طرزي مخصوص در درون پايهها محكم ميشود و حالت فنري ميله چوبي، مو را در حالت كشيده نگاه ميدارد. بر روي موي آرشه صمغي به نام «كوليفون» مي مالند كه حالت چسبندگي يافته و سيم را در آرشهكشي به لرزش در آورد. تفاوت اين سازها با سازهاي مضرابي در اين است كه در آرشهايها، صداي حاصل ضربهاي نيست و بلكه ممتد و امتداد هر صوت، تا حدودي، بسته به ميل نوازنده است. اين تفاوت از طرز حاصل كردن صوت در ساز ناشي ميشود، توضيح آنكه كشيدن آرشه،هر قدر روي سيم ادامه يابد، صدا با قدرتي برابر (يا حتي با تغييري دلخواه در قدرت) به گوش خواهد رسيد. يك نوازنده استاد، كم و بيش قادر است پس از طي تمام طول آرشه و تعويض جهت آن، ادامه صدا را، تقريبا بدون خدشه، همچنان حفظ كند. در موسيقي ايراني دو ساز «كمانچه» و « قيچك» و در موسيقي غربي «ويولن» ، «ويولن آلتو يا ويولا» ، «ويولنسل» و «كنترباس» را ميتوان نام برد. .jpg)
![]()






![]()
![]()


![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()



.jpg)
| Design By : Night Skin |


